|
اول از همه برایت آرزومندم كه عاشق شوی، و اگر هستی، كسی هم به تو عشق بورزد، و اگر اینگونه نیست، تنهائیت كوتاه باشد، و پس از تنهائیت، نفرت از كسی نیابی. آرزومندم كه اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
فدای چشمان تو که تمام هستی و جانم فدای آن است و بغل بغل گل های زیبا فدای قلب مهربانت که مبهوت و محو آن شده ام
من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد !
باید فراموشت کنم چندیست تمرین میکنم من می توانم! می شود! آرام تلقین میکنم. حالم، نه، اصلآ خوب نیست... تا بعد بهتر می شود!! فکری برای ِ این دل ِ تنهای ِ غمگین میکنم. من می پذیرم رفته ای، و بر نمی گردی همین! خود را برای ِ درک این، صد بار تحسین میکنم. کم کم ز یادم می روی، این روزگار و رسم اوست! این جمله را با تلخی اش صد بار تضمین میکنم.
شايد حضورش هيچ باشد
با تشکر از شعری که دوست عزیزم برام گذاشته: خداوندا شبم را روز گردان
|
ABOUT ![]()
گرخسته ای بمان و اگر خواستی بدان ماراتمام لذت هستی به جست وجوست MENU
Home
|